رباط زردان

رباط زردان که به کاروانسرای شاه عباسی نیز معروف است مربوط به دوره صفوی - دوره سلجوقی است و در شهرستان قائنات، روستای زردان واقع شده معماری کنونی بنا منسوب به دوره صفویه است ولی بقایای سفالینه‌های متعلق به دوره‌های پیش از آن که از درون دیوارها و منطقهٔ اطراف رباط یافته شده است قدمت بنا را تا دوره سلجوقی وایلخانی تائید می‌کند.





این رباط توسط استاد و معمار ازبک برخرابه‌های اتشکده زرتشت بنا شده است ودر گذشته در مسیر فرعی جاده ابریشم وراه ارتباطی کاروانیان وتجاری بوده که در مسیر هرات به شهرهای مرکزی ایران در رفت‌وآمد بوده‌اند. این اثردر تاریخ ۵ آذر۱۳۸۰ به شماره ۴۴۵۶به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا با نقشه چهارضلعی دارای ورودی، هشتی، صحن و اتاقها و تالارهای اطراف صحن می‌باشد. ورودی بنا در ضلع غرب آن قرار گرفته و حدود ۵/۱ متر از دیوار کاروانسرا جلوآمدگی دارد. پس از ورودی، هشتی بنا قرار دارد که دارای نقشه چهارضلعی بوده و در سه طرف آن، سه فضای مختلف واقع شده است. حیاط کاروانسرا در مرکز آن واقع شده و چهار طرف آن اتاقهای سکونت کاروانیان و محل نگهداری احشام قرار دارد. در چهار گوشه بنا نیم برجهایی به منظور نگهبانی وجود داشته. مصالح بکار رفته در ساخت این بنا شامل آجر و سنگ است. در پایه‌ها، پی و مغز دیواره‌ها از سنگ استفاده شده و در طاقها، پوشش فضاها، گنبدها و در نمای دیوارها از آجر استفاده شده است. طاقها هم طاقهای جناغی است که به صورت رومی آجرچینی شده‌اند. پوشش فضاها گنبدی بوده و با آجرکار شده است. گنبدها به سبک کلمبو اجرا شده‌اند که بهترین شیوه گنبدزنی برای مناطق کویری و بخصوص برای کاروانسراها بوده است. اما نحوه آجرچینی دیوارها، طاقها و گنبدها آنقدر استادانه و با ظرافت اجرا شده که خود نوعی تزئین نیز به شمار می‌رود بخصوص در گوشه سازی به منظور تبدیل فضای چهارضلعی به هشت ضلعی، آجرچینی علاوه بر جنبه کاربردی، نوعی تزیین نیز محسوب می‌شود. این بنا پلانی مربع شکل دارد که طول هر ضلع آن ۵/۲۷ متر می‌باشد. رباط زردان ایوانی مرتفع به بلندی تقریبی ۸ متر دارد که طاق و پیشانی آن فروریخته. در دو سوی ایوان دو راهرو وجود دارد که طاقنماهایی در آنها ساخته شده و پوشش راه روها طاق و چشمه است. این راهروها نیز به دو راهرو در اضلاع شمال و جنوب بنا عمود شده‌اند. در ضلع شرقی بنا دیوار انتهایی رباط قرار دارد لیکن هیچ نشانه‌ای از ساخت و ساز راهرو، اصطبل و بارانداز در رباط به چشم نمی‌خورد. بر اساس شواهد در زمان قاجاریه ساخت و سازهایی در بنا انجام شده و شکل معماری رباط را به قلعهٔ دفاعی بدل نموده که از آن جمله می‌توان به ساخت چهار برج در چهار گوشه خارجی رباط اشاره کرد. رباط زردان دارای ایوان ورودی زیبایی ست که پیشانی طاق آن با تزئینات آجری راسته و خفته آراسته شده. در این بنا گنبدها به صورت عرقچین کار شده و کلیه سطوح آجری و سنگی دیوارها بند کشی شده و نمای آجری ساده آن لطافت خاصی به بنا بخشیده است.

آدرس:روستای تاریخی زردان -فاصله ۷۰کیلومتری شرق قاین (دهستان افین-بخش زهان)






بنای حمام کارشک

ابن بنای تاریخی حمامی از نوع خزینه‌ای می‌باشد که ثبت ملی نیز گردیده است.






سرایندگان (شعرا)

بزرگمهر قائنی
مولانا ولی دشت بیاضی
سری قائنی
خلیل قائنی
ملاریس شاهرختی
عبدالسلام دشت بیاضی
محمد حسین قاصر زهانی
محتشم قائنی
کربلایی علی اکبر اسماعیل‌زاده
خسروی قائنی
حسن مختاری







سوغات

زعفران
زرشک
بادام
عناب





غار خونیک

غارخونیک در شمال شرق روستای خونیک بر ارتفاعات مشرف به روستا در ۲۰ کیلومتری جنوب قاین قرار دارد. ابزار سنگی به دست آمده از این غار مربوط به دوران موسترین یا پارینه سنگی میانه‌است که تقریباً سی هزار سال قدمت دارند.آثار زندگی در غار خونیک از دوران پارینه سنگی تا عصر اسلامی باقی مانده. این آثار از طبقات زیرو رو شده غار در اثر زلزله به دست آمده که موید نظریه قدمت این غار می‌باشد. غار خونیک دارای دهانه‌ای در حدود ۲ متر وفضای داخلی به طول۵/۱ و عرض ۳ متر می‌باشد. دیواره‌های آن از سنگ‌های توروس تشکیل شده‌اند که به زیبا یی ویژه‌ای به محیط داخلی ان داده‌اند.اولین گمانه زنی‌های باستان‌شناسی در این غاربه سال ۱۹۴۹ میلادی توسط پروفسور کالتون استانلی کوون انجام شد. ابزار به دست آمده از غار خونیک عبارت بود از انواع تیغه‌های سنگی که به وسیله انسان‌های عصر پارینه سنگی میانه تراشیده شده بودند و به ابزار یافت شدهٔ موسترین در فلات ایران شباهت کامل داشتند. (شماره ثبت آثار ملی:۹۵۹۲)

از دیگر غارهای جالب توجه منطقه قائنات می‌توان به غار جوجه، غار فارسان، ترشو، نوغاب و غار پهلوان اشاره کرد.






خرده نوشته‌ها

پروفسور «کارلتون کون»، باستانشناس آمریکایی نخستین کاوشهای خود را درباره دوران «پارینه سنگی متوسط»، در چند غار باستانی ایران به نامهای:

کمربند و هوتو (در نزدیکی بهشهر)، شکارچیان (واقع دربیستون)، تمتمه (در حوالی شهر ارومیه) و خونیک (در خراسان جنوبی) انجام داد. وی به نتایج سودمندی از ادوار سنگی ایران و فرهنگ «بارادوستیان» دست یافت و پس از چند سال کاوش در ایران نتایج کار خود را در کتاب ارزشمند «هفت غار» و نیز کتابها و مقالاتی دیگر چاپ و منتشر کرد.

قدیمی‌ترین آثار حیات انسانی در ایران، شامل تعدادی ادوات و دست افزارهای سنگی. با قدمت تخمینی ۸۰۰ هزار سال قبل، متعلق به دوران پارینه سنگی قدیم، از بستر رودخانه کشف رود مشهد بدست آمده‌است. در حالی که قدیمی‌ترین مکانهای استقرار انسان، حداکثر با قدمت ۱۰۰ هزار سال در نواحی دیگر ایران نظیر آذربایجان، لرستان و … شناسایی شده‌اند.

دومین مکان از نظر قدمت، پناهگاه سنگی (غار) ((خونیک)) در نزدیکی بیرجند است که متعلق به دوره پارینه سنگی میانه با قدمتی بین ۵۰تا۶۰ هزار سال می‌باشد.





آرامگاه بزرگمهر قائنی
در ۵ کیلومتری جنوب قائن بر دامنهٔ کوه بزرگمهر، مقبره‌ای قرار دارد که متعلق به یکی از عرفای نامدار، سیاست‌مدار و شاعر قرن چهارم و پنجم هجری قمری به نام قسیم بن ابراهیم بن منصور معروف بزرگمهر قائنی است. آرامگاه بزرگمهر قائنی بر اساس شواهد، از بناهای ساخته شده در قرن ۶ و ۷ هجری قمری می‌باشد. این بنا به شکل چلیپایی و با معماری زیبایی ساخته شده. بقعه آن چهار ایوانی ست و گنبد بر فراز این ایوانها استوار شده است.





آرامگاه شیخ ابوالمفاخر

مقبره شیخ ابوالمفاخر مربوط به سدهٔ سیزدهم است و در ۲ کیلومتری جنوبشهرستان قائنات واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۳۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.





قلعه کوه قائن

قلعه کوه قائن دژیست تاریخی در ۳ کیلومتری جنوب قائن این دژ یکی از بزرگترین دژهای خراسان جنوبی است و سال‌ها مرکز حکومت حکام ایالت قهستان بود.این قلعه مشرف بر منطقه قهستان بوده بطوریکه حکام آن در هنگام خطر یا حمله دشمن از مناطق شرقی ،با نور آتشی که برفراز قلعه کوه زردان،درفاصله 65کیلومتری آن توسط قوای نظامی خودی برافروخته میشد،آگاه می شدند





خانه سلطانی

خانه سلطانی مربوط به دوره قاجار است و در بروجرد، محله چنارسوخته، کوچه ثقة الاسلامی، پلاک ۴۸، ۵۰، ۵۲ واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ دی ۱۳۵۵ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.





رباط زردان

رباط زردان مربوط به دوره صفوی - دوره سلجوقی است و در شهرستان قائنات، روستای زردان (zordan&zardan) واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۴۵۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. معماری کنونی بنا منسوب به دوره صفویه است ولی بقایای سفالینه های متعلق به دوره های پیش از آن که از درون دیوارها و منطقه ی اطراف رباط یافته شده است قدمت بنا را تا دوره سلجوقی وایلخانی تائید می کند..این رباط توسط استاد و معمار ازبک برخرابه های اتشکده زرتشت بنا شده است ودر گذشته در مسیر فرعی جاده ابریشم وراه ارتباطی کاروانیان وتجاری بوده که در مسیر هرات به شهرهای مرکزی ایران در رفت‌وآمد بوده‌اند . این اثردر تاریخ ۵ آذر1380 به شماره 4456به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا با نقشه چهارضلعی دارای ورودی، هشتی، صحن و اتاقها و تالارهای اطراف صحن می باشد. ورودی بنا در ضلع غرب آن قرار گرفته و حدود 5/1 متر از دیوار کاروانسرا جلوآمدگی دارد. پس از ورودی، هشتی بنا قرار دارد که دارای نقشه چهارضلعی بوده و در سه طرف آن، سه فضای مختلف واقع شده است. حیاط کاروانسرا در مرکز آن واقع شده و چهار طرف آن اتاقهای سکونت کاروانیان و محل نگهداری احشام قرار دارد. در چهار گوشه بنا نیم برجهایی به منظور نگهبانی وجود داشته. مصالح بکار رفته در ساخت این بنا شامل آجر و سنگ است. در پایه ها، پی و مغز دیواره ها از سنگ استفاده شده و در طاقها، پوشش فضاها، گنبدها و در نمای دیوارها از آجر استفاده شده است. طاقها هم طاقهای جناغی است که به صورت رومی آجرچینی شده اند. پوشش فضاها گنبدی بوده و با آجرکار شده است. گنبدها به سبک کلمبو اجرا شده اند که بهترین شیوه گنبدزنی برای مناطق کویری و بخصوص برای کاروانسراها بوده است.اما نحوه آجرچینی دیوارها، طاقها و گنبدها آنقدر استادانه و با ظرافت اجرا شده که خود نوعی تزئین نیز به شمار می رود بخصوص در گوشه سازی به منظور تبدیل فضای چهارضلعی به هشت ضلعی، آجرچینی علاوه بر جنبه کاربردی، نوعی تزیین نیز محسوب می شود.. . این بنا پلانی مربع شکل دارد که طول هر ضلع آن 5/27 متر می باشد. رباط زردان ایوانی مرتفع به بلندی تقریبی 8 متر دارد که طاق و پیشانی آن فروریخته. در دو سوی ایوان دو راهرو وجود دارد که طاقنماهایی در آنها ساخته شده و پوشش راه روها طاق و چشمه است. این راهروها نیز به دو راهرو در اضلاع شمال و جنوب بنا عمود شده اند. در ضلع شرقی بنا دیوار انتهایی رباط قرار دارد لیکن هیچ نشانه ای از ساخت و ساز راهرو، اصطبل و بارانداز در رباط به چشم نمی‌خورد. بر اساس شواهد در زمان قاجاریه ساخت و سازهایی در بنا انجام شده و شکل معماری رباط را به قلعه ی دفاعی بدل نموده که از آن جمله می توان به ساخت چهار برج در چهار گوشه خارجی رباط اشاره کرد.قسمت اعظم برج شرقی که 5طبقه بود است بر اثر زمین لرزه سال 1376 زیرکوه وزلزله اخیر زهان (آذر1391)بکلی ویران شده است. رباط زردان دارای ایوان ورودی زیبایی ست که پیشانی طاق آن با تزئینات آجری راسته و خفته آراسته شده. در این بنا گنبدها به صورت عرقچین کار شده و کلیه سطوح آجری و سنگی دیوارها بند کشی شده و نمای آجری ساده آن لطافت خاصی به بنا بخشیده است. .





دق پترگان

دَقّ ِ پـِتـْر ِگان نام پدیده‌ای بیابانی در خاور ایران است. این بیابان در دهستان پترگان از بخش زیرکوه یکی از بخش‌های شهرستان قائنات در استان خراسان جنوبی قرار گرفته‌است.

دق پترگان با ۵/۲۱۲ کیلومتر مربع وسعت در طول جغرافیایی ۶۰ درجه و ۳۰ دقیقه الی ۶۰ درجه و ۵۶ دقیقه شرقی و در عرض ۳۳ درجه و ۱۰ دقیقه الی ۳۳ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و در شرق زیرکوه در منطقه مرزی واقع شده و از قاین ۱۳۵ کیلومتری فاصله دارد. ارتفاع این دق ۶۱۰ متر از سطح آبهای آزاد می‌باشد.

دق‌ها در اصطلاح فارسی به زمین‌هایی گفته می‌شود که علف و گیاه در آن نروید و زمینی سخت و کوبیده شده داشته‌باشد که کنده نشود.

البته در دق پترگان به صورت پراکنده درختچه‌های تاغ و گز می‌روید. دق پترگان زهکش شبکه‌های سطحی منطقه بوده و بخش عمده آن در خاک ایران است.

در این دق رد پاهای حیوانات بزرگ‌جثه‌ای یافت می‌شود که حدود ۵۰ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند. این منطقه در زمان ایجاد ردپاها مکانی پرآب و باتلاقی بوده‌است. بررسی ۴۰ رد پا نشان داده که حرکت جانوران به صورت گروهی و جهت حرکت آن‌ها در وضعیت فعلی محل از سوی خاور به باختر بوده‌است. شناخت دقیق گونه و خانواده این حیوانات پیشاتاریخ نیازمند بررسی و مطالعات بیشتر است.





استان خراسان جنوبی

استان خراسان جنوبی یکی از استان‌های ایران است. این استان در شرق ایران واقع شده و مرکز آن، شهر بیرجند است. استان خراسان جنوبی، با مصوبه مجلس شورای اسلامی و پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، در سال ۱۳۸۲ ایجاد شد.

مساحت این استان ۱۵۱٬۱۹۳ کیلومتر مربع است که از این نظر سومین استان ایران است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت آن برابر با ۷۳۲٬۱۹۲ نفر می‌باشد و از این نظر ۲۸اُمین استان کشور است.






موقعیت جغرافیایی

این استان از شمال با استان خراسان رضوی، از غرب با استان‌های یزد، اصفهان و سمنان، از شرق با کشور افغانستان و از جنوب با استان‌های سیستان و بلوچستان و کرمان هم‌مرز است.






پیشینه

خراسان جنوبی شامل محدوده‌ای از خراسان بزرگ است که در سده‌های پیش قهستان نامیده می‌شده‌است. شهرهای مهم ایالت قهستان، تون (فردوس امروزی) و قائن بوده‌اند. مارکوپولو نیز در سفرنامه خود، از این منطقه با نام تونوکاین (تون و قاین) یاد کرده‌است.

در سده‌های اخیر و به ویژه از دوران قاجار، دو شهر فردوس و قائن به دلیل حوادث طبیعی مختلف به تدریج موقعیت جمعیتی خود را از دست داده و بیرجند مرکزیت و اهمیت بیشتری یافت.

تشکیل خراسان جنوبی از سال ۱۳۴۲ مطرح بوده است ولی دیدیم که سالها بازیچه سیاستمداران ماند و در میدان سیاست پاسکاری شد تا اینکه در سال ۱۳۸۳ بعد از اتمام انتخابات مجلس و فروکش کردن بحث‌های سیاسی پاس نهایی داده شد و خراسان جنوبی تشکیل شد (آنهم با سه شهرستان که تا چند سال قبل بخشی از بیرجند بودند).

استان خراسان جنوبی در سال ۱۳۸۳ و پس از سال‌ها کشمکش سیاسی در استان خراسان تاسیس شد. مرکز این استان جدید شهر بیرجند تعیین گردید. در زمان تاسیس این استان شامل سه شهرستان بیرجند، نهبندان و سربیشه بود. این استان در حالی ایجاد شد که عملا کمکی به سبک تر شدن امور سیاسی استان خراسان نمی‌کرد و بسیاری از شهرستان‌هایی که پیش بینی شده بود در این استان قرار گیرند حاضر به تبعیت از تغییر در تقسیمات کشوری وعضویت در آن نشدند.

قاین در ابتدای تاسیس استان حاضر به پیوستن به خراسان جنوبی نشد و تا ۵۵ کیلومتری بیرجند یعنی بعد از آرین شهر در محدوده خراسان رضوی باقی ماند. در سال ۱۳۸۳ و پس از تقسیم خراسان ادامه مباحث الحاق قاین به خراسان جنوبی بین مسولین محلی و مردم نقل هر مجلس و محفل بود. ادامه این بحث در نهایت در اواخر همان سال ۸۳ منجر به رضایت مسولین و پذیرش این امر شد که قاین تکمیل کننده استان خراسان جنوبی است. با الحاق قاین، خراسان جنوبی نگاهش را به فردوس انداخت.

فردوس که در قضیه تقسیم خراسان بیشترین آسیب را دید نیز حاضر به پیوستن به استانی با مرکزیت بیرجند نشد. در چند راهپیمایی اعتراض آمیز که منجر به کشته و زخمی شدن چند شهروند فردوسی قبل از تقسیم خراسان شد مردم این شهرستان نشان دادند که در تقسیم خراسان رضوی سهم بیشتری خواهان هستند، اگر چه نتیجه‌ای برای مردم در بر نداشت. در مرحله اول تقسیم خراسان شکل گیری استان ناقص خراسان جنوبی، تنها بخش سرایان فردوس با پذیرش این امر که با پیوستن به خراسان جنوبی از بخش به شهرستان ارتقا می‌یابد حاضر به جدایی از فردوس و خراسان رضوی شد و مدتی را به عنوان یکی از بخش‌های شهرستان بیرجند در خراسان جنوبی به سر برد تا اینکه در سال ۱۳۸۴ اولین ارتقا در خراسان جنوبی با ارتقای بخش سرایان به شهرستان صورت گرفت. در همین سال با ارتقای بخش درمیان به مرکزیت شهر اسدیه (اسدآبادسابق) دومین شهرستان جدید استان خراسان جنوبی به وجود آمد.

ادامه تلاش‌ها برای الحاق فردوس در سال ۱۳۸۶ به نتیجه رسید و این شهرستان هم علیرغم میل باطنی بسیاری از مردم، به خراسان جنوبی ملحق شد و خراسان جنوبی روز به روز بزرگتر شد.

در سال ۱۳۸۷ بخش بشرویه شهرستان فردوس هم در جواب قبول الحاق به خراسان جنوبی توانست ارتقا پیدا کند و هشتمین شهرستان استان تاسیس شد.

با الحاق فردوس بیرجند یها شادمان از تکمیل تر شدن استان شان نگاهی ویژه به طبس داشتندو خواهان الحاق طبس به استان خود بودند. حتی مانند داستان شهرستان سرایان به مردم دیهوک طبس هم قول داده‌اند که اگر به خراسان جنوبی بپیوندند آنان را هم به شهرستان ارتقا می‌دهند. دیهوک در ۱۹۰ کیلومتری بیرجند واقع شده و یکی از بخش‌های سه گانه طبس می‌باشد این رویا در سال ۱۳۹۱ ودر روزهای پایانی این سال برآورده شد و طبس به خراسان جنوبی پیوست. این پیوستن واکنش‌هایی همچون امضای طومار را در پی داشت. همچنین فرمانداری این شهر نیز به فرمانداری ویژه و معاونت استانداری ارتقا یافت.. الحاق طبس یعنی محقق شده بخش اعظم رویای اولیه تشکیل خراسان جنوبی، البته اگر گناباد و بجستان هم ملحق شوند این رویا صد درصد به واقعیت پیوسته است.

در اردیبهشت ۱۳۹۱ نهمین و دهمین شهرستان‌ها تاسیس گشتند. بخش زیر کوه قاین همراه با بخش زهان قاین و تبدیل دهستان شاسکوه این شهرستان به بخش با سه بخش به شهرستان زیر کوه ارتقا یافت و حاجی آباد زیرکوه پس از حاجی آباد هرمزگان و حاجی آباد فارس (زرین دشت) سومین حاجی آباد کشور شد که به خود فرماندار می‌بیند. بخش خوسف بیرجند هم پس از تبدیل دهستان جلگه ماژان به بخش به شهرستان ارتقا یافت و و با دو بخش مرکزی و و جگله ماژان به جمع شهرستان‌های کشور پیوست.






تقسیمات کشوری
استان خراسان جنوبی، دارای ۱۱ شهرستان، ۲۵ بخش، ۶۱ دهستان و ۲۸ شهر است.شهرها

مهم‌ترین شهرهای استان خراسان جنوبی، بیرجند، فردوس، طبس و قائن هستند.






جاذبه‌های گردشگری

استان خراسان جنوبی، در مسیر محورهای ارتباطی استان‌های جنوبی ایران با مشهد قرار دارد. محور اصلی ارتباطی استان‌های یزد، کرمان، اصفهان، فارس، بوشهر و هرمزگان به مشهد، از فردوس می‌گذرد. همچنین محور ارتباطی استان سیستان و بلوچستان به مشهد از شهرهای نهبندان، سربیشه، بیرجند و قائن عبور می‌کند. یکی از قدیمی ترین جاذبه های گردشگری ثبت شده در استان خراسان جنوبی سنگ نگاره کال جنگال در ۵ کیلومتری جنوب شهر خوسف و متعلق به دوره اشکانی است که در بررسی های جدید 14 سنگ نگاره در نزدیکی آن شناسایی شده است . دیگر جاذبه های گردشگری استان عبارت اند از:

حرم مطهر حسین بن موسی الکاظم (ع) طبس
آرامگاه حکیم نزاری
ارگ کلاه فرنگی
بند دره
بند عمرشاه
عمارت اکبریه (میراث جهانی یونسکو)
قلعه بیرجند
کنسولگری انگلیس (باغ منظریه)
مدرسه شوکتیه
مدرسه معصومیه
مصلی بیرجند
یخدان رحیم آباد
آبگرم معدنی فردوس
آرامگاه ابن حسام خوسفی
باغ گلشن طبس
باغستان علیا
چنشت
خراشاد
شوکت‌آباد
غار خونیک
قلعه فورگ
کوچ
ماخونیک
مجموعه تاریخی کوشک فردوس
مدرسه علمیه علیا
مسجد جامع تون
مصعبی
مسجدجامع قاین
مقبره بوذر جمهرقاینی
مسجد جامع افین
قلعه کوه قاین
رباط زردان
قلعه کوه زردان
غار خونیک







کشاورزی

استان خراسان جنوبی رتبهٔ اول تولید محصولات باغی زرشک و عناب و رتبه دوم تولید زعفران و پنبه را در سطح ایران داراست. همچنین این استان، ششمین تولیدکنندهٔ انار در بین استان‌های ایران است و شهرستان فردوس پس از شهرستان‌های ساوه و نی‌ریز، سومین تولیدکنندهٔ انار در ایران است. پسته، بادام، سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، زردآلو، هلو، خرما، توت، شاتوت، گردو، انجیر و سنجد از دیگر محصولات باغی این استان است.

در بخش محصولات زراعی، این استان در تولید چغندرقند، رتبه هشتم کشور را داشته و همچنین گندم، جو، پنبه، حبوبات، محصولات جالیزی و گیاهان علوفه‌ای در این استان کشت می‌شوند.

در بخش دامپروری، پرورش مرغ گوشتی و تخم‌گذار، گاو شیری و گوشتی، گوسفند، بز و شتر به صورت سنتی و صنعتی انجام می‌پذیرد.






اقلیم

میانگین بارندگی سالانه استان خراسان جنوبی، ۱۳۴ میلیمتر و میانگین دمای سالانه، ۱۷٫۵ درجه سلسیوس است. ۹۵ درصد وسعت این استان را عرصه‌های طبیعی در بر می‌گیرد که از این میزان، ۲۲٫۷ درصد بیابانی، ۶۳٫۳ درصد مراتع بیابانی، ۷٫۲ درصد مراتع خوب و متوسط و ۶٫۸ درصد جنگلی است. ۸۸۰٬۳۳۴ هکتار از مساحت این استان، جزء کانون‌های بحرانی فرسایش بادی است که شهرستان قاینات با ۲۴۲٬۴۷۲ هکتار مساحت کانون‌های بحرانی، دارای بیشترین سطح و شهرستان سرایان با ۲۷٬۷۸۷ هکتار، دارای کمترین سطح کانون بحران فرسایش بادی است.

پس از الحاق شهرستان طبس به این استان، با توجه به وسعت زیاد بیابان‌های طبس، خراسان جنوبی از ششمین استان بیابانی ایران، به دومین استان بیابانی تبدیل شد.






مردم

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان خراسان جنوبی به قرار زیر بود: ۹۹٫۳ فارس (۱۰۰٪ مرد، ۹۸٫۵٪ زن)، ۰٫۷ بلوچ (۱٫۵٪ زن) بودند.






صنعت

کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولید ماشین‌آلات و تجهیزات، وسایل نقلیهٔ موتوری، محصولات فلزی، تجهیزات حمل و نقل، اکسید منیزیم، محصولات لاستیکی و پلاستیک، ماشین‌آلات و دستگاههای برقی، محصولات کانی غیرفلزی، کاغذ و محصولات کاغذی، ابزار پزشکی و اپتیکی، ساعت، رادیو و تلویزیون، فلزات اساسی، چوب و محصولات چوبی، منسوجات، مبلمان و صنایع غذایی و آشامیدنی در سطح استان و نیز در ۵ شهرک صنعتی در بیرجند، فردوس، قاین، نهبندان و سربیشه مشغول فعالیت می‌باشند. همچنین به تازگی خبر از افتتاح کارخانه شمش منیزیم در شهرستان فردوس به گوش می‌رسد.(صدا و سیمای خراسان جنوبی)

قالی‌بافی، سفالگری، رنگرزی، آهنگری، مسگری، حصیربافی، سبدبافی، نمدمالی، زیلوبافی، پارچه بافی، نوغان داری، ریسندگی، گلیم بافی، جاجیم بافی، زرگری، دباغی و سوزن‌دوزی، از جمله صنایع دستی استان خراسان جنوبی هستند.






معدن

این استان دارای پتانسیل بالایی در بخش معادن می‌باشد به طوری که دارای تنها ذخایر منیزیت ایران (شهرستان بیرجند و شهرستان سربیشه)، بزرگ‌ترین ذخیره و تنها معدن آزبست ایران (معدن حاجات نهبندان) بوده و ذخایر و معادن مهم بنتونیت (شهرستان سرایان، سه قلعه)، گرانیت (بیرجند و سربیشه)، گل سفید (بیرجند)، بازالت (شهرستان سربیشه) در خراسان جنوبی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. یکی دیگر از مهمترین معادن این استان، معدن مس قلعه زری واقع در جنوب غرب این استان (خوسف) است که به علت عیار طلای بالای آن در سطح جهان شناخته شده است.

معادن ولاستونیت، کائولن، تراورتن، فلدسپات، بوکسیت، مارن، گچ، آهک، دولومیت، مرمریت، خاک صنعتی، سنگ لاشه و توف از دیگر معادنی هستند که در این استان در حال بهره‌برداری هستند.





استان خراسان رضوی

استان خراسان رضوی یکی از استان‌های خراسان در شمال شرقی ایران به مرکزیت مشهد است که از شمال با ترکمنستان و استان خراسان شمالی، از غرب با استان سمنان، از جنوب غربی و جنوب با استان خراسان جنوبی و از شرق با افغانستان همسایه است. این استان در سال ۱۳۸۳ با تقسیم استان خراسان به سه استان ایجاد شد.

واژهٔ رضوی در نام این استان، به مقبرهٔ علی بن موسی الرضا در مرکز این استان اشاره دارد.

مساحت این استان ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومتر مربع بوده که از این نظر جهارمین استان بزرگ کشور است.

خراسان رضوی از ۲۵ شهرستان و ۶۵ بخش تشکیل شده‌است.






تاریخچه

خراسان، در طول تاریخ شاهد ظهور و سقوط سلسله ها و دولت های بسیاری در قلمرو خود بوده است. اقوام مختلف اعراب، ترک ها، کردها، مغول ها، ترکمن ها و افغان ها زمان به زمان به این منطقه تغییرات را به ارمغان آورده اند.

جغرافیدانان باستان ایران، ایران را به هشت بخش تقسیم کرده که خراسان بزرگ شکوفا ترین و بزرگترین قلمرو بوده است. اسفراین نیز، در میان دیگر شهرهای استان، یکی از نقاط کانونی برای اقامت اقوام آریایی پس از ورود به ایران محسوب می گردد.

امپراتوری اشکانیان برای چندین سال در نزدیکی مرو در خراسان مستقر بوده است. در دوران ساسانیان نیز استان توسط یک سپهبد که "پادگوسبان" نامیده می شده و چهار مرگراوس (margraves) که هر یک فرمانده یکی چهار بخش استان بوده اند حکومت می شده است.

در دوران فتوحات مسلمانان در ایران خراسان به چهار بخش تقسیم گردید و هر بخش به اسم شهر بزرگ خود یعنی نیشابور، مرو، هرات و بلخ نامیده شدند.






آمار جمعیتی

تعداد کل جمعیت استان بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ تعداد ۵٬۹۹۴٬۴۰۲ نفر بوده که شامل ۲٬۹۹۹٬۵۲۹ نفر مرد و ۲٬۹۹۴٬۸۷۳ نفر زن می‌باشد.






شهرستان قائنات

شهرستان قاینات(پارسی باستان: آرتاگوان)، به مرکزیت شهر قائن، در شرق ایران و شمال استان خراسان جنوبی در حد فاصل ۱۵ و ۳۳ تا ۱۲ و ۳۴ عرض جغرافیایی و ۳۸ و ۵۸ تا ۵۶ و ۶۰ طول جغرافیایی قرار دارد.

شهرستان قائنات، تا سال ۱۳۵۸، یکی از بخش‌های شهرستان بیرجند بود که در ۲۷ بهمن ۱۳۵۸ با تصویب هیأت وزیران از شهرستان بیرجند جدا شده و به صورت شهرستان مستقل درآمد. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۳۷٬۳۵۷ نفر بوده‌است.

این شهرستان به نام پایتخت زعفران جهان معروف است.






تقسیمات کشوری

این شهرستان دارای سه بخش است:

بخش مرکزی با جمعیت ۶۲٬۰۴۰ نفر
دهستان پیشکوه (قائنات)
دهستان قائن
دهستان مهیار

شهرها: قائن و اسفدن

بخش نیمبلوک با جمعیت ۱۸٬۳۹۶ نفر
دهستان کرغند
دهستان نیمبلوک

شهرها: خضری دشت بیاض و نیمبلوک

بخش سده با جمعیت ۱۸٬۷۹۲ نفر
دهستان آفریز
دهستان پسکوه
دهستان سده

شهرها: آرین شهر






جغرافیا

شهرستان قائنات در شمال استان خراسان جنوبی قرار گرفته‌است. این شهرستان از شمال به شهرستان‌های خواف و گناباد از استان خراسان رضوی، از غرب به شهرستان سرایان و از جنوب به شهرستان بیرجند محدود شده و از جانب شرق، مرزی به طول تقریبی ۱۳۰ کیلومتر با کشور افغانستان دارد.

مساحت این شهرستان بالغ بر ۱۷٬۷۲۲ کیلومتر مربع می‌باشد. شهرستان قائنات، براساس آخرین تقسیمات کشوری مشتمل بر ۵ بخش و ۱۳ دهستان بوده و ۳۷۳ روستا و ۱۲۹۳ آبادی خالی از سکنه دارد. فاصله غربی‌ترین تا شرقی‌ترین در امتداد خط مستقیم ۲۲۵ کیلومتر و از شمال به جنوب ۹۰ کیلومتر و با شکل متناسب یک مستطیل که از استانهای قم، کهکیلویه و بویر احمد، چهار محال و بختیاری و گیلان بزرگتر می‌باشد.

مرکز این شهرستان شهر قائن که برروی دشتی به همین نام می‌باشد. شهر قاین در مسیر بزرگراه آسیای مشهد به زاهدان تا مرز افغانستان ۱۸۰ کیلومتر فاصله داشته و از سطح دریا ۱۴۴۰ متر بلندی دارد و از دو شهر بیرجند و گناباد فاصله‌ای مساوی ۱۰۵ کیلومتر در ۳۷۲ کیلومتری جنوب مشهد و از تهران ۱۳۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

رشته کوه قهستان در غرب و شاسکوه و آهنگران در شرق آن سر به آسمان سوده و بلندترین قله منطقه کمر سرخ با ۲۸۴۲ متر در نیم بلوک و پست‌ترین نقطه با ۶۱۰ متر در پترگان قرار دارد.






گونه‌های گیاهی و جانوری

مراتع قائن از نوع متوسط است و در آن گیاهان دارویی گوناگون، جنگلهای تنگ، پسته کوهی، بنه، قیچ و بادامشک دیده می‌شود. در شهرستان قائن خصوصاً در منطقه شکار ممنوع شاسکوه، قریب به ۵۹ گونه پرنده، ۲۵ نوع پستاندار و ۱۷ گونه از خزندگان و دوزیستان منحصر به فرد زندگی می‌کنند. در این خطه، رودخانه‌های با اهمیتی همچون رود شور، رود مرادنشاه، رود بیهود، افین و آهنگران جریان دارند و گندم، جو، چغندر، پسته و خصوصاً زعفران و زرشک و آلو از محصولات کشاورزی این شهرستان می‌باشند.






پیشینه

چنانچه تذکره نویسان و مورخان نقل کرده‌اند منطقه قائنات با تاریخی سی هزار ساله یکی از اولین خاستگاههای تمدن خراسان است فخرالاسلام پیدایش قائن را به عصر قابیل پسر آدم نسبت داده و در فرهنگ دهخدا بنای اولیه شهر قائن به سام بن نریمان و در احیاء الملوک به کی لهراسب پدر گشتاسب منسوب شده‌است این سخنان اگر چه از اعتباری علمی برخوردار نیستند اما بازگو کننده قدمتی هستند که چون غباری از روزگاران دور بر سنگ سنگ این شهر نشسته‌اند در سفرنامهٔ سرپرسی سایکس آمده در ۳۲۸ قبل از میلاد ۱۳ هزار نفر از مدافعان شهر قائن به مقابله با لشکر انبوه اسکندر در آمدند و دکتر بلووگلدسمید اعتقاد دارد که قلعه کوه قائن در عهد هخامنشیان همان کاخ سلاطین قهستان یا آرتاگوانا بوده‌است.

قائن در عصر زمانداران ساسانیان نیز از مراکز مهم قدرت و از معدود شهرهای استراتژیک ایران به شمار می‌آمده‌است مورخان بسیاری در کتب خویش از قائنات نام برده‌اند اصطخری در ۳۴۰ خورشیدی از قائن به‌عنوان مرکز قهستان نام برده و مذهب آن خطه را شیعه ذکر کرده و جیهانی در ۳۷۵ هجری از سه دروازه شهر به اسامی درکون، در کلاوج و درزقان استخر نام برده‌است. ناصر خسرو قبادیانی در سال ۴۴۰ وارد قائنات شده و قائن را چنین توصیف نموده قائن شهری بزرگ و حصین و گرد آن خندقی و مسجد آدینه به شهر اند است و آنجا که مقصوره‌است تاقی عظیم و بزرگ است که در خراسان از آن بزرگ‌تر ندیدم.

مارکوپولوی و نیزی هوای قائن را در نهایت اعتدال دانسته و یاقوت حموی و عبدا... محمد بن احمد مقدسی آنجا را بندر خراسان و خزانه کرمان معرفی کرده‌اند قائن در جریان تندباد ایلغارهای تاریخی صدمه چندانی ندیده‌است وچنانکه نقل شده در ۷۷۳ هجری امیرتیمور در حوالی قائن اردو زد لیکن به فضل و درایت حاکم شهر بدون جنگ و خونریزی از کنار آن گذشت.

در عصر صفویه نیز به سال ۱۰۰۲ هجری شاه عباس صفوی از قائن دیدن نمود و سالها بعد در زمان سلسله زندیه هنگامی که لطفعلی خان زند از کرمان گریخت و به قائن آمد در آنجا از وی پذیرائی شد. قائنیان در بازگشت نیز تعدادی سوار جهت جنگ با آغا محمد خان قاجار در اختیار وی قرار دادند.

دکتر ژوزف انگلیسی، قائن را از مناطق آباد خراسان و قرار گاه مردان دلیری می‌دانسته که از راه شمشیر زنی و کمان کشی روزگار گذرانده‌اند.





شهرستان بیرجند
شهرستان بیرجَند در استان خراسان جنوبی ایران واقع شده‌است. این شهرستان از شمال به شهرستان قاینات، از شرق به شهرستان‌های درمیان و سربیشه، از جنوب به شهرستان نهبندان و استان کرمان و از غرب به شهرستان‌های سرایان و طبس محدود است.






جمعیت

این شهرستان، پرجمعیت‌ترین شهرستان خراسان جنوبی است و جمعیت آن بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، ٢۵٩٬۵٠۶ نفر بوده است.






مرکز شهرستان

مرکز این شهرستان، شهر بیرجند است. شهر بیرجند همچنین مرکز استان خراسان جنوبی بوده و در سال 1390، جمعیت شهری بالغ بر 194405 نفر جمعیت داشته‌است. و جمعیت روستایی بالغ بر70977 و جمعیت کل شهرستان بیرجند بالغ بر 265382 نفر جمعیت داشته‌است.

شهر بیرجند، اولین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود. این شهر همچنین دومین شهری در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران، از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید.

مدرسه شوکتیه این شهر، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید، بعد از دارالفنون و رشدیه تبریز است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک شهر بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه مرغی و بوشهر، در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم، دو کنسولگری انگلستان و روسیه در بیرجند، مشغول فعالیت بوده‌اند.






تقسیمات کشوری

در سال ۱۳۱۶ طبق قانون تقسیمات کشوری و تشکیل استانها و شهرستانها، ولایت قاینات «شهرستان بیرجند» نام گرفت و یکی از هفت شهرستان استان نهم (خراسان) شد و شهر بیرجند به عنوان مرکز این شهرستان تعیین گردید.

در سال ۱۳۵۸، بخش قائنات از این شهرستان جدا شد و به صورت شهرستان درآمد. همچنین در سال ۱۳۶۸، بخش نهبندان جدا شده و به شهرستان تبدیل شد. در سال ۱۳۸۱ بخش سربیشه و در سال ۱۳۸۴ بخش درمیان نیز به شهرستان ارتقا یافته و از شهرستان بیرجند جدا شدند. همچنین در آخرین تقسمات کشوری در سال 1390 بخش خوسف از این شهرستان جدا شد.

در حال حاضر این شهرستان دارای یک بخش، ۶ دهستان و ۱ نقطه شهری است.

مرکزی با جمعیت ۱۹۶٬۸۳۴ نفر
دهستان القورات
دهستان باقران
دهستان شاخن
دهستان شاخنات
دهستان فشارود
دهستان کاهشنگ







موقعیت

وسعت این شهرستان ۶۸۸۸ کیلومترمربع و مرکز آن شهر بیرجند می‌باشد که در ۵۹ درجه و ۱۳ دقیقه طول جغرافیایی و ۳۲ درجه و ۵۳ دقیقه عرض جغرافیایی ودر ارتفاع ۱۴۷۰ متری از سطح دریا قرار گرفته‌است.

فاصله شهر بیرجند تا مرکز استان خراسان رضوی ۴۸۱ کیلومتر، تا مرکز استان سیستان و بلوچستان ۴۵۸ کیلومتر و تا مرکز استان کرمان ۵۸۶ کیلومتر می‌باشد.






طبیعت و آب و هوا

بیرجند، شهرستانی کوهستانی است و در آن کوهها و دره‌های عمیق و حاصلخیزی وجود دارد. کوه‌های عمده شهرستان عبارت‌اند از: رشته کوه باقران در جنوب، کوه شاه در غرب (حاشیه کویر)، رشته کوه مؤمن آباد.

آب و هوای این شهرستان بیابانی و نیمه بیابانی است. در شهرستان بیرجند رودخانه عمده‌ای وجود ندارد و رودها که به «کال» معروفند، عموماً فصلی و مسیل می‌باشند.
11:52 pm
‌ روز نبرد
بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم.سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی آغاز شد.شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای گروهی بکنند و سپاه حسین را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند




و نیمی از یاران او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی)، عبارت‌اند از:

نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی، حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبلة بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله پسران زید بصری.

جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید.
صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و صورتش را اصلاح کرد. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد.حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید. در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و به آسمان پاشید و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. به نقل از بسیاری از روایات ، عبدالله بن حسن بن علی (برادر زاده حسین) خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست عبدالله بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعده بهشت داد و سعی در تسکین درد برادرزاده اش داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند.حسین وقتی به طرف فرات می رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه اش یا گلویش خورد. سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.
نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه اش، کفشها و روپوش یمانی اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند.



کشته‌شدن حسین بن علی
عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند.سپس بعد از کشته شدن تمامی یاران حسین بن علی تمامی سر های آنان به جز علی اصغر و حر را از بدنشان جدا کردند و بر نیزه کردند و به شام فرستادند زن ها و بچه ها را به اسارت در آمدند و تمامی اجساد را در صحرای کربلا رها کردند تا پس از سه روز توسط قبیله بنی اسد دفن شدند



پس از نبرد
پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمودتا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاست شمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.

هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب‌الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از گذشت چهل روز (در روز اربعین) موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.

در عین حال چند سر را در باب‌الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:

سر ابوالفضل العباس
سر علی‌اکبر
سر حبیب بن مظاهر





محرم (ماه)

ماه مُحَرّم یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. به‌همان‌گونه که پیش از ظهور اسلام، در دوران جاهلیت، جنگ و خونریزی در این ماه‌ها ممنوع بود، محمد نیز همان را تأیید کرد.محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.

شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب مفاتیح الجنان بیان شده است.محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در قتل حسین بن علی است.

حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج فاطمه و علی، ورود علی به اسلام ، نبرد کربلا – تاسوعا و عاشورا و قتل حسین و اسارت خاندان حسین به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض خاندان برمکی و دولت برمکیان، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج ادریس به آسمان، استجابت دعای زکریا ، عبور موسی از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.
ساعت : 11:52 pm | نویسنده : admin | هیئت | مطلب قبلی
هیئت | next page | next page